هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
393
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
بسيار خوب [ است ] ؛ و قلعه بزرگى مخصوص اربابى داشت . 200 خانوار از بستگان « حسام الملك » در آن قلعه سكنا داشتند . باغ خوبى هم در آن قلعه داشت . خان [ ه ] هاى رعيتى ، از قلعه بيرون است . [ همدان ] از آنجا به « همدان » نيم فرسنگ است . آمده ، وارد « همدان » شده ؛ از « ولىكرد » تا « همدان » 5 فرسنگ است . در « تلگرافخانه » پياده شده ، خواستم از آنجا حركت نمايم ، اسب نبود . رئيس تلگرافخانه « ميرزا نصر الله خان سرهنگ » و « ميرزا اسد الله خان افشار » ، كه از بستگان « محمد خان » است و مشير تلگرافخانهء « همدان » است ، اصرار « 1 » نمودند شب را در خانهء آنها توقف نموده ، پذيرايى نمودند . اهل « همدان » ، از اغتشاش همدان و بىنظمى و رفتار حاكم با اهل آنجا شكايت زياد داشتند . شب شنبه ، بيست و هفتم [ ذى القعده ] 5 ساعت از شب رفته ، اسب حاضر شد . فرستادم آوردند . طلوع صبح از آنجا سوار شده ، به سمت « بروجرد » حركت نموده ؛ راه از دامنهء « الوند » است . درّههاى عميق و تپههاى بلند دارد . از « الوند » ، در اين راه ، رودخان [ ه ] ها جارى است . [ در ] جنبين راه ، دهات بسيار خوب [ و ] باصفا [ قرار ] داشت . زراعت آنجا ، تمام « ديم » است . در سر كوهها و تپهها ، زراعت مىنمودند ، و شخم زده بودند ، كه « عبرت » داشت گاو چگونه [ در ] آنجاها گردش مىكند . 3 فرسنگ از شهر گذشته ، به تپهء بلندى رسيديم . چهارطاقى ساخته بودند از سنگ . چند نفر « قراسوران » ، پياده در آنجا بودند . [ دهنو ] از آنجا به « ده نو » ، كه 6 فرسنگ [ است ] ، آمده ؛ تازه آنجا را « چاپارخانه » قرار دادهاند . اوّل چاپارخانهء « طاسبندى » « 2 » بوده ، چون آنجا به راه نزديكتر است ، از آن
--> ( 1 ) . در اصل : اسرار ( 2 ) . طاسبندى يا تاسبندى ( Tasbandi ) از روستاهاى بخش جوكار شهرستان ملاير است . كه با اين شهر